تبليغاتX
:: اللهم عجل لولیک الفرج ::  

در مورد حضرت مهدی(عج)



السلام علیک با بقیة الله الاعظم

سلام

منو ببخشید به دلیل اینکه این چند وقت نبودم و نتونستم توی وبلاگ مطلب بزارم به خاطر همین برای جبران این چند روز

یه مطلب توی وب می زارم که شاید باورش برایتان سخت باشد ولی خیلی راست و واقعیت دارد و راست راست است.

این مطلب و از کتاب (آقای شیخ مرتضی زاهد) نوشتم که آخر کتاب است.

این کتاب درمورد آدم هایی است که با امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف) ارتباط داشته اند و رفت و آمدی بین آن ها بوده است، این مطلب درمورد آقای (سید کریم پینه دوز) است که یکی از کسانی است که با امام زمان در ارتباط بوده است.

فقط تو رو خدا بخونیدش اگه وقت نداری توی کامپیوتر بریزش و بعد بخونیدش فقط بخونیدش.

تذکر: لطفا بعد خواندن داستان با ذکر یک صلوات دعایی هم برای بنده حقیر بکنید و اگر دوست داشتید تا داستان های دیگری توی وب بزارم توی قسمت نظر بنویسید.

 

 

داستان از این قراراست:

یکی از روزهای سرد زمستان بود. چندین سانتیمتر برف روی زمین نشسته بود و کار و کاسبی به شدت کسادشده بود. آن روز از صبح تاغروب خبری از مشتری نبود، اما آقاسید کریم پینه دوز به امید روزی حلال تا پاسی از شب در مغازه بسیار کوچکش به انتظار نشسته بود.

کم کم ساعت از دوازده نیمه شب هم گذشت. او دیگر دلش نمی خواهد دست خالی به خانه اش برود. همه ی بچه ها تا این ساعت از شب با شکمهای گرسنه خوابشان برده بود و خدارا خوش نمی آمد تا آن ها صدای بازشدن در را بشنوند وبا خوشحالی بیدار شوند، ولی دست های آقا سید کریم را خالی ببینند.

آقا سیدکریم پینه دوز مومنی بسیار ساده و بی آلایش بود، اما به اندازه همه ظرفیتش، خودش را به خدای سبحان تسلیم کرده بود، وظیفه اش را شناخته بود وبی هیچ کم و کاستی به وظایفش عمل می کرد، دلش مملو از رضایت و سرشار از اخلاص و صفا بودکه باید در هر شرایطس باخدا یکرنگ و یک دل باشد، به راستی که اگر به یکباره صاحب میلیاردها تومان می شد، بازهم همان حالی رلداشت که آن شب داشت، این یکرنگی و یکدلی با خدا اورا تثبیت شده بود، هرلحظه خودرا در محضر حق می دید و لحظه به لحظه مراقب بود تابر طبق معارف و آموزه های اهل بیت عصمت و طهارت(علیه السلام) در هرشرایطی آن گونه باشد که خدا می خواهد.

آقا سید کریم مغازه اش رابست وبه سوی خانه اش به راه افتاد. سر کوچه، میان برف ها ودر تاریکی شب ایستاده بود تاصبح فرارسد و سپس در رابه صدا درآورد.

مشغول ذکر ویاد خداشده بود وهمه‌ی افکار و حواسش به اذکارش بود. به یکباره صدایی سکوت حاکم بر آن تاریکی را شکست.

_ آقا سیدکریم! آقا سید کریم!

آقایی اورا صدا می زد.

_ آقاسید کریم! آقاسید کریم!

رویش رابه طرف صاحب صدا برگرداند.آقایی جلیل القدر در مقابلش ایستاده بود و چندین نان تازه و داغ را با دو دوستش جلوی آقا سید کریم گرفته بود.

_ بگیر آقا سید کریم!

نانها را گرفت، داغی نانهارا در آن سرما وبرف و یخبندان به خوبی احساس می کرد، ولی سرش راکه بالا آورد دیگر آن آقای بزرگوار را در مقابلش ندید و هیچ اثری از اونبود!

با خوشحالی به سوی خانه رفت. حالا دیگر ارزشش را داشت که با این نانهای داغ، بچه سیدهای گرسنه را از خواب بیدار کند.

سفره را انداختن وبا خوشحالی به دورش جمع شدند. لای نانهارا که باز کردندبیشتر خوشحال شدند. و ...

حالا اگر بقیه داستان را خواستید بشنوید به نشانی زیر بروید:

 

 

 

 

 

به گام هجدهم کتاب ( اقاشیخ مرتضی زاهد) صفحه (122) مراجعه کنید.

 

نام کتاب:            آقاشیخ مرتضی زاهد

مولف:               محمد حسن صیف اللهی

ناشر:                انتشارات مسجد مقدس جمکران

تاریخ نشر:         زمستان 1385

نوبت چاپ:       چهارم

چاپ:               پاسدار اسلام

قیمت:               1500 تومان

 

 

مرکز پخش:

انتشارات مسجد مقدس جمکران، فروشگاه بزرگ کتاب واقع در صحن مسجد مقدس جمکران.

 

تلفن و نمابر:                          7253700 – 7253340-0251

 

+نوشته شده دردوشنبه بیست و ششم فروردین 1387ساعت 21:23 توسط حسین زنگنه |

سلام باعرض پوزش به علت چند روز تاخیر درآپ این کارخودمه با موضوع: الله برای تمامی بازدید کنندگان

وقابلیت برای درج در دسکتاپ

+نوشته شده درشنبه چهارم اسفند 1386ساعت 19:47 توسط حسین زنگنه |

 

ای غائب از نظر که شدی همنشین دل

                                       می گویمت دعا و ثنا می فرستمت

 

 

+نوشته شده درچهارشنبه بیست و چهارم بهمن 1386ساعت 19:26 توسط حسین زنگنه |

اتل متل یه بابا٬دلیر و زار و بیمار٬اتل متل یه مادر ٬یه مادر فداکار

اتل متل بچه ها٬که اونارو دوست دارن٬آخه غیر اون دوتا٬هیچ کسی رو ندارن

مامان بابارو می خواد٬بابا عاشق اونه٬به غیر بعضی وقتا٬بابا چه مهربونه

وقتی که از درد سر٬دست می ذاره رو گیجگاش٬اون بابای مهربون...

غیرخدا و مادر٬هیچ کسی رو نداره٬اون وقتی که باباجون ٬موجی میشه دوباره

دویدم و دویدم٬سر کوچه رسیدم٬بند دلم پاره شد٬از اون چیزی که دیدم
سلام ممنون که سرزدی اگر تبادل لینک می کنی خبرم کن.عالی بود

ارسالی توسط: الهام

+نوشته شده درسه شنبه بیست و سوم بهمن 1386ساعت 18:50 توسط حسین زنگنه |

اللهم عجل لولیک الفرج

طراح: حسین زنگنه

 

+نوشته شده درچهارشنبه هفدهم بهمن 1386ساعت 21:54 توسط حسین زنگنه |

یا مهدی ادرکنی

طراح: حسین زنگنه

 

+نوشته شده درچهارشنبه هفدهم بهمن 1386ساعت 21:51 توسط حسین زنگنه |

یا بقیه الله الاعظم

طراح: حسین زنگنه

 

+نوشته شده درچهارشنبه هفدهم بهمن 1386ساعت 21:50 توسط حسین زنگنه |

السلام علیک یا ابا عبد الله الحسین (ع)

ان الحسین مصباح الهدی و سفینه النجاه

طراح: حسین زنگنه

+نوشته شده درجمعه دوازدهم بهمن 1386ساعت 19:2 توسط حسین زنگنه |

باز باران، با ترانه...

رعد

باز باران با ترانه

می خورد بر بام خانه

یادم آید كربلا را

دشت پر شور و نوا را

گردش یك روز غمگین      

گرم و خونین

لرزش طفلان نالان

زیر تیغ و نیزه ها را

باز باران با صدای گریه های كودكانه

از فراز گونه های زرد و عطشان

با گهرهای فراوان

می چكد از چشم طفلان پریشان

پشت نخلستان نشسته

رود پر پیچ و خمی در حسرت لب‌های ساقی

چشم در چشمان هم آرام و سنگین

می چكد آهسته از چشمان سقا

بر لب این رود پیچان       

باز باران

باز باران با ترانه

آید از چشمان مردی خسته جان

هیهات بر لب

از عطش در تاب و در تب

نرم نرمك می چكد این قطره ها روی لب 

شش ماهه طفلی    

رو به پایان

مرد محزون

دست پر خون می فشاند

از گلوی نازك شش ماهه

بر لب های خشك آسمان با چشم گریان                

باز باران

باز هم اینجا عطش

آتش شراره

جسمها افتاده بی سر پاره پاره

می چكد از گوشها باران خون و كودكان بی گوشواره

شعله در دامان و در پا می خلد خار مغیلان

وندرین تفتیده دشت و سینه ها برپاست طوفان

دستها آماده شلاق و سیلی

چهره ها از بارش شلاق‌ها گردیده نیلی

دراین صحرای سوزان

می دود طفلی سه ساله             

پر زناله

پای خسته

دلشكسته

روبرو بر نیزه ها خورشید تابان

می چكد از نوك سرخ نیزه ها

بر خاك سوزان          

باز باران باز باران      

قطره قطره می چكد از چوب محمل 

خاك‌های چادر زینب به آرامی شود گل

می رود این كاروان منزل به منزل

می شود از هر طرف این كاروان هم  سنگ باران

آری آری     

باز سنگ و باز باران

آری آری     

تا نگیرد شعله ها در دل زبانه

تا نگیرد دامن طفلان محزون را نشانه

تا نبیند كودكی لب تشنه اینجا اشك ساقی

بر فراز خیمه برگونه ها

بر مشك ساقی

كاش می بارید باران

                                                                                                      علی اصغر كوهكن

+نوشته شده درجمعه دوازدهم بهمن 1386ساعت 18:58 توسط حسین زنگنه |

به فریاد قسم و به سوگنامه دل

زخمی‌ام و خسته

نه دل ماند و نه دلدار

چشمم چنان مست باریدن است که گیوه‌هایم در گل مانده

زبانم به شن نشسته

و دستانم در باتلاق زندگی فرو رفته و معذور از نوشتن‏

بگویید کجایند آدمیان و پیغمبران و امامان

آنان پاک بودند و استوار

آنان به درد دنیا خم نمی‌شدند

در چشمشان دنیا حقیر بود و پست

آری همین پست دنیا زهر بر آنان داد

سرشان بر نیزه هدیه داد و میخ در بر سینه‌شان کوبید

پستی دنیا تیغ بر فرق فرود آورد و گوشواره از گوش کشید

و این دنیای پست است که عشق را گریزان کرد و بشر را خودنما

حرمت را برچید و غیرت را خرد کرد

شرف را بر باد داد و حیا را تکه تکه کرد

این دنیای پست است که انسانیت را سر برید

از تبیان

+نوشته شده درجمعه دوازدهم بهمن 1386ساعت 18:54 توسط حسین زنگنه |

رایحه ظهور

مهدی (عج)

سلام بر مهدی! بر عدالت گستر عالم! برخورشید آفتاب آفرین و ذخیره خدا بر روی زمین!

سلام بر او که نامش مفتاح فتوح است و یادش معراج قلوب! مِهرش کلید گنج مقصود است و قهرش جحیم خشم معبود!

مولا!

می خواهم حدیث پریشانی دل را بنگارم اما سیلابه های اشک امان از کفم ربوده است.

می خواهم حکایت جنون آمیز دلدادگیم را واگویم ولی گره های بغض گلویم را فشرده است.

می خواهم منتظر بمانم و بارانتظار را همچنان بر دوش کشم اما چه کنم که سنگینی این  بار پشتم را خمیده است.

ای رحمت عالمیان! و ای تتمه دور زمان!

دیگر بس است این سوز طاقت سوز هجران.

جانا! تا به کی در پشت پنجره انتظار رؤیای آمدنت را به نظاره بنشینیم؟

آیا نه وقت آن رسیده که نقاب از چهره برگیری و بازار حسن فروشان جهان را به یکباره رونق ببری؟!

هزار و اندیست که چشم به راهان قدومت، بر لب فغان دارند و بر جگر خراش.

هزارواندیست که دلهای منتظران، در تمنای وصالت، در بساط آه می پرورند ودر سینه داغ.

عمری است که در کوچه سارانتظارسرگردان وحیرانیم. دیری است که در کویرستان غیبت عطشان و بی قراریم. چه می شود اگرشب سرد و فسرده فراق را به صبح دل انگیز وصال آذین بندی؟

چگونه است که این همه طلب و تمنا گره از کارفرو بسته ما نمی گشاید؟ بگو چه چاره کنیم؟

آری!

... اینک همسفر با قافله منتظران دست انابت به امید اجابت به درگاه حق جل و علا برمی داریم و خدای را به تضرع و زاری می خوانیم که:

بار الها!

تتمه ظهور دولت حجتت را به لطف و کرمت بر ما ببخش!

                                                                                                                                         سایت تبیان

                                                                                                                                   ابوالقاسم شکوری

 

 

 

+نوشته شده درجمعه دوازدهم بهمن 1386ساعت 18:41 توسط حسین زنگنه |

یا خلیفه الله

برای تمامی دوست داران آن حضرت

طراح: حسین زنگنه

+نوشته شده درجمعه دوازدهم بهمن 1386ساعت 18:38 توسط حسین زنگنه |

بیا مهدی شب هجران سحر کن

برا تمامی دوست داران آن حضرت

طراح: حسین زنگنه

+نوشته شده درجمعه دوازدهم بهمن 1386ساعت 18:35 توسط حسین زنگنه |

السلام علیک یا صاحب الزمان

برای تمامی دوست داران آن حضرت

طراح: حسین زنگنه

+نوشته شده درجمعه دوازدهم بهمن 1386ساعت 18:33 توسط حسین زنگنه |

ای غائب از نظر به خدا می سپارمت. مهدی جان

برای تمامی دوست داران آن حضرت

طراح: حسین زنگنه

 

+نوشته شده درجمعه دوازدهم بهمن 1386ساعت 18:22 توسط حسین زنگنه |

    توجه                                                                                توجه

ساختن کلیپ فلش رایگان برای شما

طرح خودتون را باهمه ی افکار و شکل کلیپ و ایمیلت رو در قسمت دل نوشته برای من بفرست و طی ۵ روز کلیپ فلش طوی ایمیلت هست.

با هر فکر و طرحی که داری موافقم. 

با تشکر     313yar

+نوشته شده درجمعه پنجم بهمن 1386ساعت 19:48 توسط حسین زنگنه |

در خصوص اين موضوع به چند روايت از ائمه معصومين ع توجه نماييد.
1 ـ امام زين العابدين ع فرموده است:
در قائم ما چند سنت از سنتهاى پيغمبران است. اّما سنتى كه از آدم ونوح دارد، طول عمر است و سنتى كه از حضرت ابراهيم دارد، پنهان بودن ولادتش و دورى گزيدن از مردم است. سنتى كه از موسى دارد ترس و غيبت از مردم و از عيسى، اختلافى كه مردم درباره او دارند از ايوب فرج بعد از شدّت، اما سنتى كه از محمد ص دارد قيام با شمشير است.
2 ـ محمد بن مسلم روايت نموده كه:
خدمت امام باقر ع رسيدم تا درباره قائم آل محمد از آن حضرت پرسشى كنم، پيش از آن كه سؤالى بنمايم، فرمود: اى محمد بن مسلم در قائم آل محمد پنج شباهت از پيغمبران است. شباهت يونس بن متى، يوسف بن يعقوب، موسى، عيسى و محمدص .
1 ـ شباهتى كه به يونس دارد، غيبت اوست كه بعد از پيرى به صورت جوانى به سوى قومش بازگشت .
2 ـ شباهتى كه به يوسف دارد، غيبت و پنهانى او از خواص خود و عموم مردم و برادرانش است.
3 ـ شباهتى كه به موسى دارد، ترس مُمتد او از مردم و غيبت طولانى و مخفى بودن ماجراى ولادتش و پنهان گشتن پيروان او به واسطه آزار و خوارى كه بعد از او به آنها رسيد تا جايى كه خداوند متعال فرمان را صادر كرد و بر دشمنانش پيروز داشت.
4 ـ شباهت او به عيسى ; اختلافى است كه مردم درباره او دارند ; زيرا جماعتى گفتند كه او متولد نشده، عده اى گفتند او مُرده است و گروهى نيز گفتند: او را كشتند و به دار آويختند.
5 ـ امّا شباهتى كه به جّد خويش حضرت محمد ص دارد، قيام با شمشير و كشتن دشمنان خدا و رسول و جباران و گردنكشان و پيروزى وى به وسيله شمشر و رعبى است كه در دلها پديد مى آورد.از جمله علامات او خروج سفيانى از جانب شام و شخص يمنى از يمن و صداى آسمانى در ماه مبارك رمضان و ندا كننده اى است كه او را به نام و نام پدرش صدا مى زند.

+نوشته شده درپنجشنبه چهارم بهمن 1386ساعت 19:48 توسط حسین زنگنه |

نامها و القاب امام :
حضرت مهدي عليه السلام به نام هاي متعددي ناميده شده است. اين تعدد اسامي به جهات و مناسبت هاي گوناگوني صورت گرفته است. و اين، شأن و منزلت بزرگان است، به طوري كه اسامي متعدد ايشان بيانگر صفات گوناگون و جوانب خاصي است كه در وجود آنها مي باشد. في المثل اين تعدد اسماء براي خاتم النبيين محمد مصطفي صل الله عليه و آله در قرآن كريم و انجيل يافت مي شود، مثل (محمد ، احمد ، طاها ، ياسين ، بشير ، نظير) و در انجيل اينگونه از ايشان نام برده شده است (فارقليطا به زبان سرياني ، و بركلوتوس به لغت يوناني) .
همچنان كه اسامي متعددي براي حضرت اميرالمؤمنين علي عليه السلام مي باشد، مثل (علي ، حيدر ، مرتضي ، و ايليا به لغت سرياني) و اسامي ديگر
همچنين در مورد حضرت زهرا سلام الله عليها اسامي متعددي را مي توان نام برد از جمله (فاطمه ، زهرا ،بتول ، مباركه ، محدثه ، طاهره، صديقه ) و اسامي ديگر.
احاديث گوناگوني از پيامبر اسلام صلي الله عليه و آله و ائمه معصومين عليهم السلام در مورد حضرت مهدي عليه السلام وارد شده كه از ايشان به نامه هاي (مهدي ، حجه ، قائم ، منتظر ، خلف صالح ، صاحب الامر ، سيد و امام ثاني عشر) نام برده اند و تصريح دارند بر اينمه نام وي محمد نام پيامبر و كنيه اش ابوالقاسم كنيه پيامبر، است ذيلا به برخي از اين اسامي و رواياتي كه درباره آنها وارد شده است اشاره داريم:
1 – مهدي
از ابوسعيد خدري روايت شده است كه: پيامبر گرامي خدا صل الله عليه و آله فرمودند:
نام مهدي نام من است.
و از اميرالمؤمنين علي عليه السلام روايت شده كه فرمودند:
نام مهدي محمد است.1
روشن است كه تسميه ايشان به اسامي متعدد، به جهات مختلفي صورت گرفته است. مثلا علت ناميده شدنش به مهدي آن است كه خداي تعالي وي را به امور و پنهاني كه هيچ كس را بر آن اطلاعي نيست هدايت و ارشاد كرده است، و اينك حديثي در اين مورد:
در كتاب عقد الدرر از جابر بن عبدالله رضي الله عنه نقل شده كه مي گويد:
حضرت باقر عليه السلام فرمودند: زماني كه مهدي ما اهل بيت قيام نمايد، مال را بطور يكسان تقسيم نموده، و در ميان رعيت به عدالت رفتار كند، و هر كه وي را اطاعت نمايد از خدا اطاعت نموده و هر كه نافرماني وي را نمايد خداي را نافرماني كرده است، و او مهدي ناميده شده است به اين جهت كه وي را به امر پنهاني هدايت نموده اند.2
2 – قائم
علت ناميده شدنش به قائم آن است كه وي به بزرگترين قيامي كه تاريخ بشري نظيرش را سراغ ندارد به حق قيام مي فرمايد، آنگونه كه باطل در آن راه ندارد. و اين، امتياز و برتري قيام حضرت مهدي عليه السلام است، چرا كه تاريخ قيام ها و جنبشهاي را كه توسط بعضي افراد صورت گرفته، ثبت كرده است ولي تمام اين قيام ها بر باطل بوده است، مگر قيام حضرت مهدي عليه السلام كه به حق خواهد بود و اينك حديثي در اين مورد:
از ابو حمزه ثمالي روايت شده است كه مي گويد از حضرت باقر عليه السلام سؤال كردم:
اي فرزند رسول خدا، آيا همه شما قائم ( و بپادارنده ) حق نيستيد؟ فرمودند بلي عرض كردم چرا حضرت مهدي عليه السلام را قائم ناميده اند؟ فرمودند هنگامي كه جد من حضرت سيد الشهدا حسين ابن علي عليه السلام شهيد شدند، ملائكه به درگاه خداوند ضجه و ناله نمودند و نزد پروردگار شكايت كردند ... تا آنكه فرمودند: سپس خداي عزوجل ائمه از فرزندان حضرت امام حسين عليه السلام را به انها نشان داد، و ملائكه از ديدن انها خوشحال شدند. در ان هنگام ديدند كه يكي از ايشان در حال قيام است و نماز مي خواند. پس خداوند عزوجل فرمود: به وسيله اين قائم از آنان (يعني از قاتلان حضرت حسين عليه السلام ) انتقام خواهم گرفت.3
از امام جعفر صادق عليه السلام روايت شده است كه فرمودند:
او را از اين جهت قائم گفته اند كه به حق قيام خواهد كرد.
3 – منتظر
علت ناميده شدنش به منتظر آن است كه انسانها در گذشته و اكنون منتظر ظهور و خروجش هستند تا كره زمين را از هر ظلم و جور پاك گرداند و اينكه حديثي در اين مورد:
از امام محمد جواد عليه السلام سؤال شد:
اي فرزند رسول خدا به چه دليلي امام زمان را قائم ناميده اند؟ فرمودند: زيرا او، بعد از اينكه يادش از ميان ميرود و اكثر مردمي كه قائل به امامتش هستند ازاو برميگردند، قيام خواهد كرد. پس عرض كردند: به چه دليلي منتظر ناميده شده است؟ فرمودند: به اين علت كه براي حضرت مهدي عليه السلام غيبتي است كه روزهايش زياد ميباشد، و مدتش بسيار طول مي كشد، پس مخلصون از شيعيان انتظار ظهورش را مي كشند و شكاكان او را منكر خواهند شد ...
4- صاحب الامر
علت ناميده شدنش به صاحب الامر ان است كه او امامي بر حق است كه خداي عزوجل، طاعتش را بر بندگان واجب كرده، زيرا در قرآن آمده است:
.اَطيعُوا اللهَ وَ اطيعُوا الرَّسولَ وَ اُولي الامْرِ مِنْكُم.
خدا و رسولش و صاحبان امر از خود را اطاعت كنيد
به طوري كه در احاديث صحيح ، از (اولي الامر) به ائمه اهل البيت عليه السلام تعبير شده است.
5-حجّت
علت ناميده شدنش به حجت آن است كه وجود مقدّسش، حجت خدا بر دو عالم مي باشد، و به اوست كه خداوند متعال بربندگانش احتجاج خواهد فرمود.
کنیه امام:
امام زمان همنام پيامبر اسلام(ص) {م ح م د } و هم كنيه آن حضرت (ابوالقاسم) است.

+نوشته شده درپنجشنبه چهارم بهمن 1386ساعت 19:38 توسط حسین زنگنه |

شعار هر جمع وسپاهی برخاسته از بینش، معرفت و شعور آنان است و سمت و سوی حرکت ایشان را عیان می سازد.

«یا لثارات الحسین» یکی از شعار های نمادین و برجسته یاران مهدی (عج) است.

یعنی:ای خونخواهان حسین(ع) بپاخیزید.

این شعار انتقام- که یکی از محوری ترین آرمان های شیعه در راستای اصلاح امت، پیرایش انحراف و شکل گیری یک جامعه دینی در سراسر جهان است- سرداده خواهد شد، وبه قرنها انتظار پایان خواهد داد، انتظاری که همواره با این دعا همراه بوده است:

«أین الطالب بدم المقتول بکربلا»

کجاست آنکه خون شهید کربلا انتقام خواهد کشید.    

+نوشته شده درپنجشنبه چهارم بهمن 1386ساعت 19:27 توسط حسین زنگنه |

زنان متعهد در طول تاریخ حماسه ها و قیام ها، نقش چشمگیری داشته، پیام آور حضور توأم با عزت و عفّت بوده اند.

وجود پنجاه «زن جوان» در میان 313یار امام زمان(عج) حکایتگر جایگاه ویزه آنان در عصر ظهور است.

امام باقر(ع):

«سوگند به خدا، سیصد و سیزده نفر بدون وعده پیشین گرد می آیند، در میان آنان پنجاه زن هست.»

بی شک کار آمدی زنان در عرصه هایی جلوه می نمایند که با سرشت و طبیعت ایشان سازگار باشد، از این رو سرپرستی و انجام امور بهداشت و درمان را می توان یکی از کارکردهای آنان نام برد.

این نکته را از سخن امام صادق(ع) پیرامون آن دسته از زنانی که رجعت نموده، ودر زمره یاران عمومی مهدی(عج) قرار می گیرند،می توان فهمید، امام می فرماید:

«همراه مهدی(عج) سیزده زن هستند.آنان مجروحان را مداوا می کنند و از بیماران جنگی پرستاری  می‌نمایند، چنان چه زنان در زمان پیامبر اسلام(ص) همراه او بوده اند.» 

+نوشته شده درپنجشنبه چهارم بهمن 1386ساعت 19:26 توسط حسین زنگنه |

مسجد الحرام مکان دیدار یاران با مهدی موعود(عج) و انجام بیعت با حضرت است.

«313نفر در همین مسجد شما-مکه- گرد می آیند که مردم مکه می دانند که از پدران و نیاکان آنان متولد نشده اند.»

نخستین کسی که با مهدی(عج) بیعت می نماید،جبرئیل امین است، همان فرشته وحی وحامل علم الهی، که از سوی خدا تمام نعمتهای علمی و عطایای معنوی از اوست. پس از بیعت او،313 یار جوان با امام زمان(عج) بیعت کرده، پیمان وفاداری و اطاعت با او می بندند.

بنا بر گفته امام باقر(ع)، محل بیعت بین رکن و مقام است. 

+نوشته شده درپنجشنبه چهارم بهمن 1386ساعت 19:26 توسط حسین زنگنه |

کجایی ای دستگیر

تنها ماندیم، در نابودها بودنی نیافتیم

نیمی از آمدنت ترس دارند و نیمی تردید و اندکی با حضور قلب، آمدنت را طلب ‏می‌کنند

تنهاییم و قدممان یارای رفتن ندارد‏

هر آن وجود منجی‌ات را بیشتر خواهانیم

ما را به حال خود وامگذار

ما را دستگیری جز تو نیست

هان ای پرنده انسان باز ای به این پست خاک

و ما را رهنمون باش

+نوشته شده درپنجشنبه چهارم بهمن 1386ساعت 19:26 توسط حسین زنگنه |

حادثه موعود از یک شب جمعه‌ای آغاز می شود.

امام زمان (عج)، در میان درب خانه خدا ودر کنار رکن و مقام می ایستد وآنگاه بانگ برمی آورد:

«ای فرماندهان من!

ای نزدیکان من!

ای کسانی که خداوند پیش از ظهور من آن هارا برای یاری من در روی زمین ذخیره کرده است!

به سوی من بشتابید وبه فرمان من گردن نهید!»

صدای آن حضرت در شرق و غرب جهان به گوش یارانش می رسد وآن ها که در محراب های خود و یا بر فراز رختخوابهای خود هستند در یک لحظه بانگ امام را می شنوند وبه سوی او می شتابند.

مبداء حرکت یاران از سراسر جهان، و مقصد شهر شریف مکّه است:

«در حالی که جوانان شیعه در پشت بام خانه هایشان خوابیده اند یکمرتبه چون قطعه های ابر پاییزی در یک شب از تیره های مختلف بدون وعده قبلی به سوی صاحبشان برده می شوند صبح همگی خود را در مکه معظمه می یابند ودور شمع وجودش گرد می آیند.»

امام صادق(ع) می فرمایند:

«هنگامی که به امام زمان اذن ظهور برسدخدا را یااسم اعظمش می خواند و همه یارانش از سراسر جهان گرد می آیند که آن ها یاران پرچمدار ا و هستند . گروهی  از آن ها شبانه از بستر هایشان ناپدید می شوند وصبح در مکه حاضر می شوند که روی ابر ها راه می روند.»

پیشگویی از حضور سریع و اعجاز گونه یاران مهدی در سخنان ائمه معصومه اطهار(ع) بسیار بیان شده است. 

+نوشته شده درپنجشنبه چهارم بهمن 1386ساعت 19:25 توسط حسین زنگنه |

یاران مهدی (عج) 313نفر هستند.

به تعداد یاران پیامبر اکرم در جنگ بدر.

وبه تعداد یاران طالوت در نبرد با جالوت.

این رقم در بسیاری از روایات معتبر شیعه و سنی به ما رسیده است ، از جمله فرمایش پیامبراکرم (ص):

 «عدد یاران حضرت مهدی 313نفر به تعداد اصحاب بدر است.»

وسخن پیشوای ششم (ع):

«هر گاه 313نفر به تعداد اصحاب بدر گرد امام جمع شوند بر حضرت قیام با شمشیر واجب خواهد شد.»

همچنین در تفسیر آیه «الامة المعدودة»به عدد یاران امام اشاره شده است:

امام علی(ع):

«امة معدوده، اصحاب 313نفره قائم هستند.»

امام باقر(ع):

«یاران قائم 313نفرند، قسم به خدا آنان امةمعدوده هستند.» 

+نوشته شده درپنجشنبه چهارم بهمن 1386ساعت 19:24 توسط حسین زنگنه |

بیشتر یاران قائم «جوان» اند آنگونه که امیر سخن، علی(ع) بدان بشارت داده است:

«ان اصحاب القائم شباب لا کهول فیهم الا کالکحل فی العین أو کالملح فی الزاد،واقل الزاد الملح»

«یاران قائم جوان هستند. در میان آن ها پیرمرد یافت نمی شود به جز مانند سرمه درچشم ونمک درطعام،که کمتر از هر ماده در طعام نمک آن است»

موعود نیز هم خود«جوان»است ، و هر چندکه صدها سال از حیاط او گذشته ، لیک به اعجاز الهی ، سیمایش به مانند جوانی خوش چهره می ماند.امام حسن(ع) در بیان این نکته می فرماید:«خداوند مهدی را به قدرت خویش در سیمای جوانی کمتر از چهل سال آشکار و ظاهر می کند.» 

+نوشته شده درپنجشنبه چهارم بهمن 1386ساعت 19:24 توسط حسین زنگنه |

پس از بعثت پیامبر اسلام، روی آوری جوانان به آیین محمد(ص) دو چندان بود. آنان با الهام از فطرت پاک خویش ، پیشاهنگ پیروان اسلام گردیده ، با شور ونشاط گرداگرد پیامبر(ص) جای گرفتند، و با حضور سبز وچشم گیر خود، قلب پیام آوروحی را شادمان ساختند، حضوری که در کلام حضرت محمد(ص)، این گونه وصف شده است: «ان الله بعثنی بشیرا ونذیرا، فحالفنی الشبان و خالفنی الشیوخ»

خداوند مرا به پیامبری بر انگیخت،پس جوانان با من پیمان بستند و یاریم کردند وبزرگسالان به مخالفتم برخاستند روحیه ایثار وجانفشانی جوانان مهاجر وانصار، دین اسلام را از گزند خطرات وتهدیدهای دشمنان مصون می داشت ، این حافظان راستین،راست قامت واستوار، حریم دین را پاس داشتند و از فرمانبرداری و یاری پیامبر کوتاهی نمی کردند.

+نوشته شده درپنجشنبه چهارم بهمن 1386ساعت 19:23 توسط حسین زنگنه |